عشق بی وفا
دل شکسته ام ز دست تو
کاش هرگز ندیده بودم تو را ...
کاش ندیده بودم تو را ، کاش آن روز که در وجود من طلوع کردی از تو روی
برمیگرداندم تا در سایه وجود خود بمانم.
کاش نمی خندیدی و مرا به گریه مهمان میکردی ، قبل از آن دلخوشی تلخ که
بر سر سفره اش نشستیم.
کاش تو را دیگر نمی دیدم ، کاش خزان تو را زودتر از من میگرفت.
اکنون جدایی بین ماست و دیوار تنهایی در کنارم، بر سرم سقف ندامت و در
زیر پایم فرش حماقت.
الهی خزان شود زندگیت و طوفان ، سبزی بهار زندگیت را به زردی خزان
برساند ، که بهار زندگیم را خزان کردی.
به دیدارم نیا، حتی در تنهایی ذهنم. که دیگر نمی خواهم حتی در رویاهایم
با تو باشم. هر روز تنهاتر از دیروز ، هر لحظه خوشحال تر از قبل که دیگر
نمی بینمت. اصلاً کاش هرگز ندیده بودم تو را
برچسب ها :
دفعات بازدید : 42
نوشته شده در تاریخ 1395/4/9 و در ساعت : - نویسنده : زجر کشیده